خرید بک لینک

درباره سایت

نبود تو...

امکانات وب

این روزها چه بیهوده میسوزم...

مانند سیگار میان انگشتان لاک خورده ی زنی که،

سیگاری نیست :)

#قانون_قلب_عآبی

***

بعضی وقتام نه اینکه خسته نباشی و دلت گریه نخواد و رو به راه باشه حال دلت...نه!

فقط انقدر بی تفاوتیه آدما آزارت داده که سکوت میشه ترجیحت...

ساکت میمونی و خودتو با سکوت تنبیه میکنی!

یعنی دیگه فقط خودتُ دیوارای اتاقتُ اون آیینه ای که شکوندیش از حال بدت با خبرن!

بقیه سکوت میبینن و اون دنیایی که تو وجودت داری فریاد!

یا شایدم گردباد...

گردبادی که داره میشکنه و داغون میکنه هر چی ساخته بودی رو...

بعد با خودت میگی باز چرا این راهُ اومدم؟

راهی که قبلا توش باخته بودم...!

بعد کم کم از لمس بودن در میای...

یاد میگیری بلند شی باز...

بی توجه به زخمات بخندی...

بلند بخندی...

شبا ولی...!

شبا ولی خودت باشی...

خودت با تموم دلتنگیا و حرفای نزده و بچگیات...

الان دیگه شبا خودمم...

ولی تمام روز،اونیم که بقیه میخوان!

میخندم و انگار نه انگار اونیم که فراموش شده!

گذشت زمان،چیزای زیادی رو اثبات میکنه...

زیاد...تلخ...دردناک!

اما انقدر حجم تلخیش زیاده،که دیگه شیرین ترین حرفا هم از یادت نمیبرن تلخیشُ!

+ولی چشام فقط تورو میدیدنُ...

برچسب: نویسنده: متین اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

صفحه بندی